از نقطه ای بترس که شیطانی ات کند
یک نقطه بیش بین رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کند
یوسف ! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کنند
آب طلب نکرده ،همیشه مراد نیست
گاهی بهانه ای است که قربانی ات کنند
یک نقطه بیش بین رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کند
یوسف ! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کنند
آب طلب نکرده ،همیشه مراد نیست
گاهی بهانه ای است که قربانی ات کنند
بطورکلی می توان عواملی را نام برد که باعث می شـود انسان مرگ آســانی داشته باشد و درراحتی جان کندن مؤثر است . برخی از این عوامل عبارت اند از :
1- اطاعت از اوامر و نواهی حق تعالی
انسان به هر میزان که در ترک محرمات و انجام واجبات کوشا باشد ، هنگام جان دادن آسوده خواهد بود . امیرالمؤمنین عليه السلام می فرمایند : « هرکس اهل طاعت باشد فرشتگان رحمت متولی قبض روح او می گردند و هرکس اهل نافرمانی و معصیت باشد فرشتگان عذاب ، روح او را می گیرند . فرشته ی مرگ یارانی از فرشتگان رحمت و عذاب زیر فرمان خود دارد . »[1] بنابراین ، مؤمنی که در دنیا اهل عبودیت خدای سبحان است ، فرشتگان رحمت ذات اقدس الهی ، مأموریت گرفتن جان او را دارند و در روایات آمده که مرگ برای مؤمن به منزله ی بوییدن بهترین گل هاست .
امام صادق عليه السلام می فرمایند : « … وقتی بنده ی مؤمن به قبر درآمد قبر گوید خوش آمدی . به خدا سوگند وقتی که تو بر پشتم راه می رفتی دوستت داشتم ، چه رسد به اکنون که در درونم جای گرفته ای ، خواهی دید . سپس قبر به اندازه ی دید چشم او گشوده و گسترده می شود و دری به بهشت باز می گردد که جایگاهش در بهشت را خواهد دید . در این هنگام مرد زیباچهره و نیکواندامی از قبر خارج می شود که مانند او را هرگز ندیده و به او گوید ای بنده ی خدا من زیباتر از تو ندیده ام چه کسی هستی ؟ گوید من عقیده ی نیکوی تو هستم ، من کردار شایسته ی تو هستم . پس روح او را گرفته ، آن گــاه در بهشت در همــان جایی که دیــده بود قرار می دهد و به او گفته می شود راحت بخواب و از بهشت نسیمی بر جسد او می وزد که لذت و بوی خوش آن را تا هنگام قیامت می یابد . اما کافر هنگامی که داخل قبر گردد ، قبر گوید خوش نیامدی . به خدا سوگند تو وقتی بر پشتـم راه می رفتی دشمنت می داشتم چه رسد به اکنون که در درونم جای گرفته ای . خواهی دید ، آن گاه او را چنان فشار می دهد که خــرد و نابــود گــرداند . سپس بــه همان حال برمی گردد و دری به آتش به او گشوده می شود که جایگاهش را در آن مشاهده کند . سپـس مـردی سیـه چهـره و زشت می بیند ، می گوید مردی زشت تر از تو ندیده ام . تو کیستی ؟ در پاسخ گوید من کردار زشت تو و عقاید بد تــو هستم . سپس روح او را گـرفتــه و در همــان جایگاه آتش قرار می دهد و نسیـم آتشیـن بر جسد او می وزد که درد و گرمی آن تا روز قیامت پیوسته است و بر روح او نود و نه افعی گزنده مسلط خواهند شد و او را نیش می زنند . هریک از آن افعی ها هرگاه به زمین بدمد دیگر گیاهی نخواهد رست . »[2]
با اندکی تأمل در این روایت روشن است که آنچه همواره در همه ی مواقف همراه انسان است و هرگز از او جدا نیست عمل و کردار اوست .
در روایت برای آسان جان دادن مؤمن آمده است که هنگام مرگ او را به جایی که همیشه در آن جا نماز می خوانده ببرید .[3]
2- صله ی رحم
امام صادق عليه السلام می فرمایند : « هرکه بخواهد که حق تعالی بر او آسان کند سکرات مرگ را پس باید صله ی ارحام با خویشاوندان خود کند ، پس هرگاه چنین کند خداوند بر او آسان کند دشواری های مرگ را و … »[4] پس مؤمن باید در رفع گرفتاری اقوام و نزدیکان بکوشد و با آنان مهربانی کند و از قطع ارتباط با آنان جداً بپرهیزد .
3- نیکی و احسان به والدین
این مورد اثرات زیادی در سعادت انسان دارد . روایت شده که حضرت رسولr حاضر شد نزد جوانی در وقت وفات او ، پس به او فرمود : « بگو لااله الاّالله » پس بسته شد زبان آن جوان و نتوانست بگوید و هرچه حضرت تکرار کرد او نتوانست بگوید ، سپس حضرت فرمود : « به آن زنی که بالای سر آن جوان بود که آیا این جوان مادر دارد ؟ » عرض کرد : « بله من مادر او می باشم . » فرمود : « آیا تو خشمناکی بر او ؟ » گفت : « بلی و الان شش سال است که با او تکلم نکرده ام . » حضرت فرمود : «از او راضی شو . » آن زن گفت : « خدا به رضایت تو از او خشنود و راضی باشد . » و چون این کلمه را که مشعر بر رضایت او بود ، گفت ، زبان آن جوان باز شد . حضرت به او فرمود : « بگو لا اله الاّالله» و او هم گفت .[5]
با دقت در این روایت و احادیث مشابــه فهمیــده می شـود که رضایت والدین جدای از برکات
فراوان دنیوی و اخروی عاملی مؤثر در راحت جان دادن مؤمن می باشد .
4- کم کردن تعلقات دنیایی
به هر میزان که حبّ دنیا در دل انسان باشد هنگام جان دادن سختی بیشتری خواهد کشید . امام صادقu فرمودند : هرکه بیشتر به دنیا بچسبد هنگام جدایی از آن بیشتر افسوس خواهد خورد . عدم حبّ به دنیا به معنای عدم استفاده از دنیا نیست بلکه به این معناست که از نعمت های دنیا در جهت خشنودی الهی استفاده کرده و از جمع آوری مال و عدم رسیدگی به نیازمندان و اجتناب از پرداخت خمس و زکات و آنچه شرعاً به مال ها تعلق می گیرد ، جداً پرهیز کرد .
5- کوتاه کردن آمال و آرزوها
امام علی عليه السلام می فرمایند : « من اطال الامال اساء العمل[6] »( کسی که آرزوهایش طولانی باشد کردارش ناپسند است . ) اعمال انسان ارتباط مستقیمی با نحوه ی مرگ انسان دارد . بنابراین کسی که آمال و آرزوهای طولانی را در ذهن می پروراند از حسنات باز می ماند و لذا خدای ناکرده ممکن است با سوء عاقبت از دنیا برود .
مرگ فی نفسه وحشتناک نیست ، چرا که انتقال از سرایی به سرای دیگر است . دلیل ترس انسان این است که عمری دنبال خواسته های هوای نفس و شیطان بوده و توشه ای برای سرای دیگر نیندوخته است . آری با این وضع ، منتقل شدن ترس دارد . انسانی که دنیایش را آباد و آخرتش را خراب کرده از مرگ هول و هراس دارد و مولا امیرالمؤمنین عليه السلام از این دستـه افـراد اظهـار تعجب می کند و می فرمایند : « عجبت لعامر دارالفناء و تارک دارالبقاء[7] » ( درشگفتم از آن کس که خانه ی نابودشدنی را آباد می کند و اما جایگاه همیشگی را از یاد برده است . )
6- یاد مرگ
اگر انسان در طول زندگی از یاد مرگی که به زودی به سراغ او خواهد آمد غافل باشد به طور طبیعی نه تنها آمادگی برای مردن نخواهد داشت بلکه از روبروشدن ناگهانی با مرگ بسیار هراسناک
خـواهـد شـد . امـام صادق عليه السلام می فـرمـایند : « یاد مرگ ، خواهش های نفس را می میراند و رویشگاه های غفلت را ریشه کن می کند و دل را با وعده های خدا نیـرو می بخشـد و طبع را نازک می سازد و پرچم های هوس را درهم می شکند و آتش آزمندی را خاموش می سازد و دنیا را در نظر کوچک می کند . »[8] بطور مسلم چنین کسی با چنین اعمالی مرگ راحت خواهد داشت .
رسول خدا ص فرمودند : « بهترین زهد به دنیا ، یاد مرگ است و برترین عبادت اندیشیدن است . پس هرکه یاد مرگ وجودش را پر کند گور خود را باغی از باغ های بهشت بیابد . »[9]
7- اشتیاق به نعمت های بهشت
یکی از نشانه های مؤمن این است که وقتی هنگام تلاوت قرآن به آیات عذاب می رسد از خدا می خواهد او را از عذاب نجات دهد و وقتی به آیات بهشتی می رسد ، آن ها را از خدا طلب کند . تفکر در آیات الهی به ویژه نعمت های بهشتی و شوق رسیـدن بـه آن هـا مرگ را برای انسان آسان می کند . امام علی عليه السلام می فرمایند : « جانهایتان را مشتاق نعمت بهشت گردانید تا این که مرگ را دوست داشته باشید و زنده ماندن را دشمن . »[10]
8- پوشاندن و اطعام دادن
امام صادق عليه السلام می فرمایند : « هرکس بپوشاند برادر خود را جامه ی زمستانی یا تابستانی ، خداوند متعال از جامه های بهشت بر او بپوشاند و سکرات مرگ را بر او آسان کند و قبر او را گشاد کند . »[11]
رسول گرامی اسلام ص می فرمایند : « هرکس حلوایی بر برادر خود بخوراند ، خداوند تلخی مرگ را از او برطرف می کند . »[12]
9- خواندن سوره یس ، صافات ، زلزله و کلمات فرج [13]
10- روزه گرفتن در آخر ماه رجب
امام صادق عليه السلام می فرمایند : « هرکس یک روز از آخر ماه رجب را روزه بگیرد ، خداوند متعال ، او را از شدت سکرات مرگ و هول بعد از مرگ و از عذاب قبر ایمن گرداند . [14]»
…………………………………………..
[1]- عبدالله جوادی آملی ، تفسیر موضوعی ، ج 4 ، ص 212
[2]- همان ، ص 202
[3]- محمد بن یعقوب کلینی ، اصول کافی ، ترجمه محمدباقر کمره ای ، تهران ، انتشارات اسوه ، 1372 ، ج 3 ، ص 125
[4]-عباس قمی ، منازل الاخره ، ص 14
[5]- همان
[6]- نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی ، حکمت 36
[7]- همان ، حکمت 126
[8]- محمد محمدی ری شهری ، میزان الحکمه ، ج 12 ، ص 5681
[9]- همان
[10]- همان ، ص 5699
[11]- محمدباقر مجلسی ، بحارالانوار ، ج 71 ، ص 380
[12]- همان
[13]- همان ، ج 81 ، ص 238-240
[14]- همان ، ج 97 ، ص 33
فقر اینه که صبح ساعت پنج،بیدار شی بری جلو آینه که آماده شی بری بیرون ولی هنوز نماز تو نخونده باشی !
فقر اینه که ۶ بار مکه رفته باشی و هنوز یك بار تفسیر قرآن رو نخونده باشی!
فقر اینه که هر سال عاشورا به در و همسایه نذری بدی اما ندونی امام حسین چرا شهید شد !
فقر اینه كه بگی اسلام بد و از مد افتاده و قدیمیه و باد بندازی تو گلوت و بگی ما عوضش مولوی داریم اما ندونی مولوی گفته من فقط قرآن رو منظوم كردم چه برسه به اینكه بدونی چرا !
فقر اینه كه فرق خرافات و عقده ها و كینه ها رو از دین ندونی!
فقر اینه كه از اسلام متنفر باشی وقتی فقط اسمش رو شنیدی و حتی معنی اسمش رو هم نمیدونی !
فقر اینه كه هر حكم و عقیده ای رو نسبت به میزان لذتش بسنجی و اگر حال نمی داد یا سخت بود،به اسم تمدن آزادی لگدمالش كنی فقر اینه که تو اوج تمدن و فرهنگ و دین باشی ولی جایگاه تو ندونی و حسرت یه شب پاریس و لاس وگاس رو داشته باشی !
فقر اینه که با محجبه ها بی احترام باشی ولی با یه خانم سانتی مانتال خیلی مودبانه برخورد کنی !
فقر اینه که شیعه ی امام علی باشی و مردم بی گناه رو برای شیطان قربانی بگیرن،ولی تو از این غصه نمیری !
فقر اینه که مسلمونا رو به گناه عشق به پیامبر آخرالزمان وعده داده شده تو همه ی کتاب های مقدس بسوزونن،وتو نگران گرونی مرغ و برنج و نرخ سکه تو بازار باشی !
فقر اینه که شاه بیت خلقت منتظر آدم شدنمون باشه و ما خودمون رو منتظر ظهورش بدونیم و مرتب بگیم اللهم"خودت” عجل لولیک الفرج،بعدش شمار گناهامون هر روز دل نازنین شو برنجونه!
فقر یعنی وقتی تو گوشیه من فیلم و شعر مذهبی میبینی بگی برو بابا توام با این فیلمات امله عقب افتاده.
سه چیز را با احتیاط بردار:قدم، قلم و قسم
سه چیز را پاک نگهدار: جسم، لباس و خیالات
سه چیز را بکار گیر: عقل، همت و صبر
از سه چیز خودداری کن: افسوس، فریاد و نفرین
سه چیز را آلوده نکن: قلب، زبان و چشم
سه چیز را هیچ گاه فراموش نکن: خدا، مرگ و دوست
التماس دعا
ابن سيار گويد: هارون رشيد براى على بن يقطين جامه فرستاد كه در ميان آنها دراعهاى از خز كه مخصوص پادشاهان بود وجود داشت، على بن يقطين اين لباس گرانبها را با مقدارى اموال ديگر كه از خمس مالش بود خدمت موسى بن جعفر عليهما السّلام فرستاد، هنگامى كه اين هدايا را خدمت آن جناب بردند وى پولها را با لباسها قبول كرد و ليكن دراعه را پس فرستاد، و براى على بن يقطين سفارش كرد كه اين دراعه را نزد خود محفوظ بدار كه روزى به آن نيازمند خواهى شد.
على بن يقطين از اين قضيه بشك افتاد و نفهميد جريان دراعه از چه قرار است پس از چند روز كه از اين قضيه گذشت على بن يقطين بيكى از غلامانش خشمگين شد و او را از خدمتش بيرون كرد، غلام فورا نزد هارون رفت و از وى سعايت كرد.
غلام به هارون گفت: على بن يقطين به امامت موسى بن جعفر معتقد است، و همواره خمس مالش را براى وى ميفرستد، و اكنون دراعه امير المؤمنين را براى موسى ابن جعفر فرستاده است، هارون از اين موضوع بسيار خشمگين شد و گفت: من اينك اسرار اين قضيه را فاش خواهم ساخت.
هارون امر كرد على بن يقطين را احضار كردند، هنگامى كه وى در مقابل هارون ايستاد گفت: دراعهاى را كه بتو هديه كردم در كجا است؟ گفت: دراعه اكنون در منزلم در ميان صندوق مخصوصى قرار دارد و او را معطر كرده و مانند گوهر گرانبهائى محفوظ ميدارم و هر روز بعنوان تبرك بر وى نگاه ميكنم و بار ديگر در جاى خودش قرار ميدهم.
هارون گفت: بفرست بياورند، على بن يقطين يكى از خدمتكارانش را فرستادند و گفتند: اكنون برويد و فلان صندوق را كه در فلان اطاق است باز كنيد و دراعه را بياوريد، غلام رفت و بلافاصله دراعه را آورد و در مقابل هارون گذاشت، هنگامى كه هارون بر دراعه نگريست ديد همان دراعهايست كه خودش به على بن يقطين هديه كرده است هارون در اين هنگام به خشم آمد، و امر كرد دراعه را باز به جاى اولش مراجعت دادند، و به على بن يقطين گفت: اينك برويد راحت باشيد پس از اين گفتار هيچ كس را در باره تو قبول نخواهم كرد، و امر كرد مقدارى جوائز به على بن يقطين دادند، و مرد ساعى را هم هزار تازيانه بزنند، و چون پانصد تازيانه بر وى زدند از دنيا رفت.
(زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام، عزیز الله عطاردی ، ص 411)
توصیه مدرس به دخترش :
شهید آیه الله سید حسن مدرس ـنابغه ی جهاد وافشاگری بر ضد ظلم
وستم وقهرمان شجاعت وشهامت-در ماه رمضان 1356 هجری قمری
در تبعید گاه خود در کاشمر توسط مزدورا رضا خان مسموم شد وبه
شهادت رسید در حالی که حدود هفتاد سال داشت قبر شریفش در
کاشمر مزار مسلمین است گفتنی های زیادی در رابطه با این مرد بزرگ
است از جمله اینکه در پشت صفحه اول قرانی که از او به یادگار مانده و
نزد نوه اش نگهداری میشود به خط خود خطاب به درخترش چنین نوشته
است :
ای فاطمه بیگم تو را به سه مطلب توصیه می کنم
1-خواندن نماز وقران
2-دعا در حق پدر و مادرت
3-قناعت در زندگی
منبع ـداستان دوستان ج 4 ص 85
خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟
خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباسهایی در کمد داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟
خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟
خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی میکردی
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟
خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟
خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟
خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟
خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار میشدی
بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟
خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی
بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.
خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی
بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی میکردی؟