راه از بین بردن حسادت
راه از بین بردن حسادت(چکار کنیم حسادت به ما ضرر نرساند)
راه از بین بردن حسادت(چکار کنیم حسادت به ما ضرر نرساند)
? هنرِ «فکرنکردن» داشته باش!
? افکار منفی را به ذهنت راه نده!
?بعضیها مجسّمۀ غفلت هستند و ذهن شما را به سمت لجنزاری از افکار منفی میبرند. شما سعی میکنی به برخی امور باطل فکر نکنی، ولی آنها فکر شما را به آن امور مشغول میکنند. اصلاً با این افراد مصاحبت و همنشینی نکن! در روایت هست: با کسی همنشینی کن که تو را به یاد خدا و خوبیها بیندازد. (کافی/۱/۳۹)
?هنرِ «فکرنکردن» داشته باش و افکار منفی را به ذهنت راه نده! افکار منفی هم فهرست فراوانی دارد؛ مثلاً امامصادق(ع) میفرماید: دربارۀ فقر، فکر نکن «لَا تُحَدِّثْ نَفْسَكَ بِفَقْر» (تحفالعقول/۲۱۱)
?قرآن میفرماید: «الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْر» (بقره/۲۶۸) شیطان به شما وعدۀ فقر میدهد. البته فقر، فقط فقرِ مالی نیست، شیطان در هر عرصهای ما را میترساند که «یکوقت، کم نیاوری!» نترس و بگو: من خدا را دارم! «وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ» (فاطر/۱۵) خدا غنیّ است و داراییهای خدا هم مال من است!
?یک تکنیک برای مقابله با افکار منفی این است که-طبق روایت- اگر چیزی از دنیا را میخواستی و به آن نرسیدی، فکر کن اصلاً به ذهنت نرسیده که آن را بخواهی! (کشفالغمه/۱/۵۷۲) مثلاً اگر میخواستی فلان ماشین یا فلان خانه را بخری و نشد؛ دیگر فکر آن را از ذهنت خارج کن، فقط همینقدر به ذهنت بیاید که «میخواستم، ولی نشد» و الا فکرکردن دربارۀ آن، به تو صدمه میزند.
?علیرضا پناهیان
?حسینیه آیتالله حقشناس - ۹۷.۶.۲۷
@Panahian_ir
?همه میتوانند از اولیاء خدا باشند؛ خودت را ارزان نفروش!
?نگو «من که نمیتوانم مثل آقای بهجت بشوم!»
?فردی بهنام «حاج عیسی» پیش حضرت امام(ره) خدمت میکرد و چای میآورد. امام(ره) گاهی با گریه، دعا میکرد که «خدایا، من را با حاج عیسی محشور کن.» روز قیامت یکدفعه دیدی، حاج عیسی هم رفت پیش امام(ره)! چون او هم مثل امام، در حدّ توان خود، وظایفش را درست انجام داده و کارهای خوب کرده است.
?هیچکسی حق ندارد مأیوس شود و خودش را از تمنّای وصال محروم کند. نگو: «همه که مثلِ آقای بهجت(ره) نمیشوند!» خیلیها با اصرار و سماجت، به خیلی جاها رسیدهاند؛ چون در پُشت این سماجت، امید و ایمان هست.
?همه میتوانند به همهجا برسند و از اولیاء خدا باشند؛ یأس ابلیسی را نابود کن! منتظرِ کشف و کرامت یا اتفاق خاصی هم نباش. شاید برایت بهتر بوده که جلوه و کرامتی ندیدهای، چون اگر میدیدی، خراب میشدی(دچار عُجب میشدی)
?شاید توفیق نماز شب نداشته باشی؛ اما واقعاً ناراحت باشی از اینکه توفیق پیدا نمیکنی. خُب، این ناراحتیِ خودت را حفظ کن و ادامه بده. یکوقت دیدی با توفیقندادن به نماز شب، تو را به همهجا رساندند!
?اهل دل میگویند: بعضی از اولیاء خدا، هم خودشان میدانند که از اولیاء خدا هستند و هم دیگران. بعضیها خودشان میدانند اما مردم نمیدانند. بعضیها خودشان هم نمیدانند! شاید شما هم از اولیاء خدا باشی؛ خودت را ارزان نفروش.
?علیرضا پناهیان
?مسجد آیتالله بهجت(ره)- ۹۷.۹.۳۰
?شیوۀ حکمرانی امامزمان(ع) چگونه خواهد بود؟
?اربعین نمونهای از روش حکومت امامزمان(ع) است
⭕️شیوۀ حکمرانی امامزمان(ع) چگونه خواهد بود؟ ایشان چگونه بر میلیارها انسان با انواع سلایق فرهنگی حکومت خواهد کرد؟ آیا حضرت، بهوسیلۀ نیرویهای امنیتی و نظارت شدید، افراد را کنترل میکند، یا اینکه با معجزه، آدمها را بیاختیار کرده و مطیع خودش میکند؟!
⭕️قدرت حکومت امامزمان(ع)، نه مبتنی بر معجره است نه نظارتِ شدید مأموران حضرت، بلکه ناشی از محبت مردم نسبت به ایشان است؛ مردمی که حاضرند بهخاطر امامشان بمیرند نه اینکه از او طلبکار باشند! مردمی که حاضرند بهخاطر او، سختیها را به جان بخرند و برای همدیگر فداکاری کنند.
⭕️اربعین یک نمونه از شیوۀ حکمرانی امامزمان(ع) را به نمایش گذاشته است؛ اولاً کسانی که به زیارت اربعین میآیند، برایشان واجب نبوده که بیایند! ثانیاً کسانی که به زائران، خدمت میکنند غالباً هموطنان خودشان هم نیستند! ثالثاً کسانی که در این راه، نذورات میدهند، اکثراً ثروتمند نیستند و از اضافیِ پولشان در اینجا خرج نمیکنند، بلکه از زندگیشان زدهاند و با عشق، دارند به مردم خدمت میکنند.
⭕️در فضایی که همه دارند با عشق، برای مولای خود حرکت میکنند و برای هم فداکاری و خدمت میکنند، دیگر چه نیازی به نظارت و قوۀ قضائیه هست؟! کسی که هستیِ خودش را آورده و برای زائران خرج میکند، چه کنترل و نظارتی میخواهد؟! نظارت و کنترل آنجایی لازم است که زمینۀ رانتخواریِ دولتی وجود داشته باشد.
?علیرضا پناهیان
? عمود۷۰۷ | موکب امام رضا(ع) - ۹۷.۷.۳۰
?? برای بهرهبرداری بهتر از اربعین، باید از یکسال قبل، تفکر و برنامهریزی کرد
?قدرت ذهنیِ انسان از اینجا آغاز میشود: «به چیزی که نمیخواهی، ذهنت سراغش نرود و به چیزی که میخواهی، ذهنت را روی همان متمرکز کنی» این بزرگترین منشأ قدرت در روح انسان و آغاز قدمهایی است که انسان بهسوی رشد و کمال برمیدارد.
?البته قبل از این هم میتوان مقدّماتی برای رسیدن به قدرت ذهنی در نظر گرفت؛ مثل سبکزندگیِ درست و برخی رفتارهایی که انسان باید انجام بدهد یا انجام ندهد؛ مثلاً اینکه انسان نباید هرزهچشمی و هرزهگوشی کند؛ یعنی نباید هر چیزی را گوش بدهد که ذهنش بهسمت هر فکری برود.
?اسلام اصلیترین برنامهاش یعنی نماز را برای تمرین کنترل ذهن گذاشته است. اصلِ اصلِ نماز این است که «به چی نیندیشی و به چی بیندیشی؟»
?اگر ذهن انسان تربیت نشود، غالباً دربارۀ امور منفی فکر میکند. ذهن را باید تربیت کرد؛ یک وجهِ این تربیت، منصرفکردن ذهن از امور بد است، وجه دیگرش، متوجّهکردن ذهن به امور خوب است.
?به چه چیزهایی نباید بیندیشیم؟ هر چیز بدی دربارۀ گذشته و آینده! باید ذهن را از آیندهاندیشیِ بد که موجب نگرانی میشود و از گذشتهاندیشیِ بد که موجب حسرت میشود، بازداشت.
?اگر قدرت ذهنی نداشته باشی، در اثر صفات خوبی مثل «کمالطلبی» و«خوف از خطر» ذهنت بهطور خودکار سراغ امور منفی میرود. از یکطرف، چون کمالطلب هستی، نقصهایت تو را اذیت میکند. از طرف دیگر، چون میخواهی خودت را از خطرها نجات بدهی و دنیای اطراف پُر از عوامل خطر است؛ لذا دچار ترس و نگرانی میشوی.
?علیرضا پناهیان
این عالم زنده است. ما توی این عالم زنده، ما توی این عالم پر از قوانین محکم داریم زندگی میکنیم. بد میشویم همه با ما بد میشوند!
وقتی ما به سمت خدا نمیرویم، به سمت خدا در تکاپو نیستیم، عاشقانه به سمت خدا حرکت نمیکنیم، همه با ما دشمن میشوند. همه با ما بد میشوند. وقتی ما قرآن نمیخوانیم سیاه میشویم. چون همه دارند میخوانند. «یُسَبِّحُ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ»؛ همه دارند تسبیح میگویند، همه عاشقش هستند، همه به سمتش دارند حرکت میکنند. بعد تو بیاعتنا هستی بر میگردند به تو نگاه میکنند. آنها همه زنده هستند.
پیراهنت باهات بد میشود، بدنت باهات بد میشود، دیوار خانهات باهات بد میشود، سقف خانهات باهات بد میشود، غذایی که میخوری باهات بد میشود. وقتی خوب میشوی میبینی همۀ این ذرّات باهات خوب میشوند. به ذکر خدا میپردازی، تلاش میکنی برای رفتن به سمت خدا میبینی اینها همه باهات خوب میشوند. لباست باهات خوب میشود، آبی که میخوری باهات خوب میشود. میبینی مهربانی عالم را با خودت! خانهای که تویش زندگی میکنی در و دیوار باهات خوب میشوند. احساس تنهایی و وحشت در تو از بین میبرود. غم و غربت نمیگیردت. این عالم زنده است! بارها خدا از زنده بودن این عالم حرف زده. آخر خدا که نعوذبالله الکی حرف نمیزند که، این سنگها دارند تسبیح میگویند. خدایا یک چیزی هم داری میگویی ها! چیکار میکنند اینها؟ کوشاند؟ چهجوری تسبیح میگویند؟ نه واقعاً دارند میگویند.
ما توی این عالم زنده، ما توی این عالم پر از قوانین محکم داریم زندگی میکنیم. بد میشویم همه با ما بد میشوند! بعد خداوند متعال میدانید که در قرآن کریم میفرماید: «نُمْلِی لَهُمْ»؛ اگر یک کسی بد شد که دنیا میخواهد نابودش کند. من، من اجازه نمیدهم، میگویم بابا بگذار این ده سال دیگر زندگی کند. به تعبیر من بچهها کاریش نداشته باشید. سرطان، مرطان فعلاً نرو سراغش. بابا این بد شده میخواهیم بزنیم متلاشیاش کنیم! با همان لقمۀ اول غذا نابودش میکنیم. خود غذا میگوید، خود آب میگوید. خدا میفرماید نه صبر کن، چه خبر است شلوغ میکنید؟ اینجوری باشد که الکی همینجوری همه میآیند درِ خانۀ من. خدا کش میدهد موقعیتاش را، بگذار بگذار، بگذار، نگه میدارد.
این خلقت شما هم خیلی عجیب بوده در بین کائنات. یک موجودی ساخته این را بگذارم حالا اگر خواست تسبیح بگوید. مگر میشود؟! ملائکه صدایشان درآمده بود. مگر میشود؟! خب اگر نشد چی؟ میزند خودش را نابود میکند، میزند بقیه را نابود میکند. عوضش اگر گفت چه گفته است! چقدر زیبا میشود. بگذار، بگذار یک نفر با ارادۀ خودش به سمت من بیاید. «یُسَبِّحُ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ»؛ همه دارند تسبیح میگویند، همه عاشقش هستند، همه به سمتش دارند حرکت میکنند. آنها همه زنده هستند. وقتی خوب میشوی میبینی همۀ این ذرّات باهات خوب میشوند. به ذکر خدا میپردازی، تلاش میکنی برای رفتن به سمت خدا میبینی اینها همه باهات خوب میشوند. میبینی مهربانی عالم را با خودت! این عالم زنده است!
پناهیان