پایه هاى اسلام
قال الباقر علیه السلام:
بنى الاسلام على خمسة اشیاء، على الصلوة و الزکاة و الحج و الصوم و الولایه.
اسلام بر پنج چیز استوار است، برنماز ، زکات ،حج ، روزه و ولایت (رهبرى اسلامى).
فروع کافى، ج 4 ص 62، ح 1
قال الباقر علیه السلام:
بنى الاسلام على خمسة اشیاء، على الصلوة و الزکاة و الحج و الصوم و الولایه.
اسلام بر پنج چیز استوار است، برنماز ، زکات ،حج ، روزه و ولایت (رهبرى اسلامى).
فروع کافى، ج 4 ص 62، ح 1
مردی خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله رسید وگفت :مرا از مکارم اخلاق آگاه کن.آن حضرت مکارم اخلاق را این گونه شمرد
1-عفو کردن کسی که به تو ست کرده است.
2-پیوند با کسی که از تو بریده است.
3-بخشش کسی که تو را محروم کرده است.
4-حق گویی،گرچه به ضرر توست.
بحار الانوار،ج66،ص369.
.امام على عليه السلام می فرمایند:
آفت عالمان، حبّ رياست است.
آفت زمام داران، ضعف سياست (تدبير) است.
آفت لشكر، سرپيچى از فرماندهان است.
آفت تمرين و رياضت، چيره شدن عادت است.
آفت رعيت، نافرمانى كردن است.
آفت پارسايى، كمىِقناعتاست.
آفت قاضيان، طمع است.
آفت اشخاص عادل، كمىِ پارسايى است.
آفت [شخص] شجاع، وا نهادن دورانديشى و احتياط است.
آفت قدرتمند، ناتوان شمردن دشمن است.
آفت بردبارى، خوارى است.
آفت بخشش، تأخير و تعلّل ورزيدن است.
آفت صرفه جويى، بخل است.
آفت هيبت و شكوه، شوخى است.
آفت جستجو، كامياب نشدن است.
منبع:میزان الحکم،ج1،ص180
یکی از راههای رسیدن به لقاءالله «نیکی و برّ به والدین» است؛ این راه، طریقی است که انسان را به سرعت به مقاصد والا میرساند، چنانچه اولیای الهی در مواقعی که مشکلی برایشان ایجاد میشد، به محضر پدر و مادر میرسیدند و از ایشان درخواست دعا داشتند و در مواقعی که ایشان در قید دنیا نبودند به زیارت قبور ایشان رفته و درخواست دعا برای حل مشکل خود میکردند؛ بنابراین در خواست از پدر و مادر مانند درخواست از خداوند است.
شیخ انصاری، در مواقعی مشکلی برایشان بوجود میآمد، دست پدر و مادر را میبوسید و درخواست دعا از ایشان میکرد و با اینکه شیخ انصاری بزرگترین مرجع شیعه عصر خود بود، مانند یک نوکر و خادم با مادر خود صحبت میکرد و در خواست دعا داشت.
از ملاصدرا نیز نقل شده است که در مواقعی که مشکلات علمی برایشان نا حل میگشت، به زیارت حضرت معصومه (س) میرفت و روبروی حضرت از ایشان طلب حقیقت را میکرد و به سرعت آن مشکل برایش حل میگشت؛ اما نکته قابل تأمل این است که ملاصدرا قبل از عمل زیارت؛ ثواب این زیارت را تقدیم به مادرش میکرد.
بنابراین میتوان گفت که نیکی به والدین طریق و راه میانبر است که اگر انسان متوجه آن نشود؛ راه سلوک را گم خواهد کرد.
مفسران قرآن کریم، در مورد نیکی به پدر و مادر سخن شگفتانگیزی را بیان فرمودهاند؛ و آن اینکه تبعیت از والدین همانند تبعیت از الله تبارک و تعالی است؛ چرا که در قرآن بعد از تبیین توحید، بلافاصله نیکی به والدین را مطرح کرده است و شیخ طوسی از این گونه مهرهچینی قرآن چنین نتیجه میگیرد که هیچ عملی به اندازه نیکی به والدین انسان را به خداوند نزدیک نمیکند.
برگرفته شده از درس اخلاق آیت الله قرهی
از جمله برنامههاى ویژهى حضرت امام، رضوان الله علیه، در ماه مبارك رمضان، عبادت و تهجد بود. امام، عبادت را ابزار رسیدن به عشق الهى مىدانستند. و به صراحتبیان مىكردند كه در وادى عشق، نباید به عبادت به چشم وسیلهاى براى رسیدن به بهشت نگاه كرد .
اكثر آشنایان امام نقل مىكنند كه از سن جوانى، نماز شب و تهجد، جزء برنامههایشان بود. بعضى از نزدیكان ایشان مىگفتند كه وقتى در ظلمت و تاریكى نیمهى شب، آهسته وارد اتاق امام مىشدم، معاشقه امام را با ایزد احساس مىكردم و مىدیدم كه با خضوع و خشوعى خاص، نماز مىخواندند و قیام و ركوع و سجود را بهجا مىآوردند كه حقا وصف ناپذیر بود. با خودم فكر مىكردم كه شب امام، حقیقتا، لیلة القدر است . یكى از اعضاى دفتر ایشان، در این باره مىگوید: پنجاه سال است كه نماز شب امام، ترك نشده است. امام، در بیمارى و در صحت و در زندان و در خلاصى و در تبعید، حتى بر روى تختبیمارستان قلب هم نماز شب خواندند . امام، رضوان الله علیه، توجه خاصى به نوافل داشتند و هرگز، نوافل را ترك نمىكردند. نقل شده است كه امام، در نجف اشرف، با آن گرماى شدید، ماه مبارك رمضان را روزه مىگرفت و با این كه در سنین پیرى بودند و ضعف بسیار داشتند، تا نماز مغرب و عشا را به همراه نوافل بهجاى مىآوردند، افطار نمىكردند! و شبها تا صبح، نماز و دعا مىخواندند و بعد از نماز صبح، مقدارى استراحت مىكردند و صبح زود، براى كارهایشان آماده مىشدند .
برداشت هایی از سیره امام خمینی رحمه الله ،ج3،ص126
روزي سقراط، حكيم معروف يوناني، مردي را ديد كه خيلي ناراحت و متأثر است. علت ناراحتيش را پرسيد.مرد پاسخ داد: «در راه كه مي آمدم يكي از آشنايان را ديدم. سلام كردم جواب نداد و با بي اعتنايي و خودخواهي گذشت و رفت و من از اين طرز رفتار او خيلي رنجيدم.»سقراط گفت: «چرا رنجيدي؟»مرد با تعجب گفت: «معلوم است، چنين رفتاري ناراحت كننده است.»سقراط پرسيد: «اگر در راه كسي را مي ديدي كه به زمين افتاده و از درد وبيماري به خود مي پيچد، آيا از دست او دلخور و رنجيده مي شدي؟»مرد گفت: «مسلم است كه هرگز دلخور نمي شدم. آدم كه از بيمار بودن كسي دلخور نمي شود.»سقراط پرسيد: «به جاي دلخوري چه احساسي مي يافتي و چه مي كردي؟»مرد جواب داد: «احساس دلسوزي و شفقت مي يافتم و سعي مي كردم طبيب يا دارويي به او برسانم.»سقراط گفت: «همه ي اين كارها را به خاطر آن مي كردي كه او را بيمار مي دانستي. آيا انسان تنها جسمش بيمار مي شود؟ و آيا كسي كه رفتارش نادرست است، روانش بيمار نيست؟ اگر كسي فكر و روانش سالم باشد، هرگز رفتار بدي از او ديده نمي شود.»
امام علی (علیه السلام)فرمودند:خوش خویی در سه چیز است : دوری کردن از کارهای حرام،طلب حلال ،و فراهم آوردن آسایش و رفاه برای خانواده.
میزان الحکمه، جلد3،صفحه481