ماه خدا
هرکه دارد سر سودای خدا بسم الله
هرکه دارد غم مهمانی ما بسم الله
میزبانان سحر منتظر مهمانند
هرکه خواهد سحر اهل بکا بسم الله
روزه یعنی عطش روضه لبهای حسین
*هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله*
هرکه دارد سر سودای خدا بسم الله
هرکه دارد غم مهمانی ما بسم الله
میزبانان سحر منتظر مهمانند
هرکه خواهد سحر اهل بکا بسم الله
روزه یعنی عطش روضه لبهای حسین
*هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله*
درباره این مقام شایخ بیشتر بدانید خصوصیات و ویژگیها
هر كس كه از نزدیك با حضرت آیت اللّه سیستانی (دام ظله) معاشرت و رفت و آمد كند، به زودی به شخصیت ممتاز و روحیه ای ایده آل او پی خواهد برد. ایـن شخصیت و روحیه اى كه ايشان دارا هستند، وی را به یك الگوی برجسته و عالم ربانی مبدل كرده است. اكنون بـه بـعـضی از فـضـایـل و مـكارم اخلاقی آن بزرگوار، كه از نزدیك شاهد آن بوده ايم، می پردازیم:
الـف ـ انـصاف و احترام به رأی دیگران:
ایشان عاشق علم هستند، و ارادت خاص نسبت به معرفت و رسیدن به حقایق دارند. همواره به رأی دیگران احترام می گذارند، همیشه كتاب به دست هستند، و هرگز خواندن، تتبع، بحث و آگاه شدن از آرای دیگر علما را فراموش نكردند. لـذا گـاهی اوقات، ایشان بحثهای برخی از علما كه شاید هم به آن صورت معروف نباشند، مورد مطالعه و بررسی قرار می دهد. و ایـن خـودش نـشانگر این است كه، حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) توجه خاصی و احترام فوق العاده نسبت به رأی دیگران دارد.
ب ـ ادب و نـزاكـت در مـحاوره ها:
همینطور كه همه می دانند، جلسات بحث و محاوره اى كه بین طـلـبـه هـا یا میان یك طلبه و استادش ، بخصوص در حوزه علمیه نجف اشرف، انجام می گیرد، بسیار محکم و جدی می باشند. البته، در بعضی مواقع، این نوع روش برای طلبه ها مفید است، ولی در عین حال، همیشه تندی، روش صحیحی برای بحث و گفتگو نیست، و هرگز به هدف علمی مطلوب نمی رساند، و به غیر از تلف كردن وقت، و دور ساختن طلبه ها از روح مذاكره، چیز دیگری دربرندارد.
از جـهـت دیـگـر، هـمـیشه درسها و بحثهایی كه حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) با شـاگـردانشان برپا می كنند، بر اساس ادب و احترام دوجانبه میان شاگرد و استاد بوده و هست، گرچه حتی بسیاری از موضوعات یا بحثهایی كه جلوی ایشان مطرح می شوند، ضعیف و بی پایه اند. یـكی دیگر از خصوصیات ايشان این است كه سعی دارند جوابی را كه به شاگردانشان می دهند تكرار كنند، تا آنها مسأله مطرح شده را درك كنند. اما، اگـر سـؤال كننده روی نظر خود اصرار كند، ايشان سكوت را ترجیح می دهند.
ج ـ تـربیت:
تدریس، یك وسیله برای كسب پول در مقابل آن، یا یك وظیفه رسمی كه استاد را وادار به انجام آن كند، نیست. بلكه سعی یك استاد خوب، مهربان و دلسوز، باید بر این باشد كه شاگردانش را تربیت كند، و آنان را به مقام علمی والا و پیشرفت دائم برساند. لذا محبت، لازمه این كار می باشد. گذشته از اینكه، همواره و در همه جا آدم بی خیال و وظیفه نشناس موجود است، ولی در كنار آن، اساتیدی هستند مخلص، دلسوز، رئوف و فهمیده، كه هدف اصلی ایشان ادای رسالت تعلیم و تعلم به نحو احسن است.
شایان ذكر است كه آیت اللّه حكیم (قدس سره) و آیت اللّه خوئی (قدس سره) همیشه سمبل اخلاق حـسـنـه بـودنـد، و آنـچـه كه از آیت اللّه سیستانی (دام ظله) دیديم و شاهد آن بوديم ، همان اخلاق اساتیدشان بوده است. ايشان همواره از شاگردانشان تقاضا می كنند كه بعد از پایان درس، از ایشان سئوال كنند.
حـضـرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) همیشه به شاگردان خود توصیه می كنند كه به اساتید و علما اعلام احترام بگذارند، و هنگام سئوال یا بحث هر موضوع با آنان، نهایت ادب را رعایت كنند. وی مدام از اساتید خود، و روحیه عالی ایشان اخبار و قصه های فراوانی نقل می كند.
د ـ پارسائی و تقوا:
بعضی از علمای نجف اشرف خود را از دعوا و مرافعه دور می كنند، اما عده ای آن را گریز و فرار از واقعیت، یا هراس و ضعف در بیان می دانند. ولی اگر به این مسأله، از زاویه دیگری بنگریم، خواهیم دید كه در واقع، این یك امر مثبت است، بلكه در خیلی از موقع ها، مهم و ضروری است. حـال، اگر همان علما احساس كنند كه امت اسلامی یا حوزه، به علت رویداد مهیج و یا ابهامی در بـعضی از مفاهیم اسلامی در معرض خطر قرار گرفته است، بدون تردید، در صحنه خواهند بود، چرا كه آنان خوب می دانند كه هر عالم باید، در مواقف سخت و حساس، علم خود را اظهار كند.
نـكته مهمی كه نباید اینجا از یاد برد این است كه ، همیشه ايشان در مواقع فـتـنـه و آشـوب، سكوت را رعایت می كردند، همانطوری كه بعد از درگذشت آیت اللّه بروجردی (قـدس سـره) و آیـت اللّه حـكـیـم (قدس سره)، و بروز تعصبات شخصی و رقابت برای رسیدن به مـنـصـب و كرسی، حضرت آیت اللّه سیستانی (دام ظله) همان سیاست ثابت خود را دنبال كرد، و هیچگاه هدف خود را، رسیدن به لذتهای دنیوی، سلطه جوئی، یا مقام قرار نداد.
هـ ـ آثـار فـكـری:
حـضـرت آیت اللّه سیستانی (دام ظله) تنها یك فقیه نیستند، بلكه ایشان یك شخصیت متبحر، دانا و داری یك بینش بالنده در حوزه اقتصادی و سیاسی است. ايشان نـظرات ارزشمندی درباره اداره و جامعه شناسی دارد، و همواره از اوضاع معاصر كه بر جامعه اسلامی حاكم است، مطلع و آگاه است.
قابل ذكر است كه معظم له در عیادتی كه از استادشان مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم خوئی (قدس سره) در 29 ربیع الثانی 1409 هـ . ق داشته اند استادشان از ایشان خواستند كه به جای ایشان در مسجد خضراء امامت نماز جماعت را به عهده بگیرند كه ایشان در بدو امر این موضوع را قبول ننمودند و لیكن آن مرحوم اصرار زیادی نموده و فرمودند: (اگر میتوانستم همچنانكه مرحوم حاج آقا حسین قمی (قدس سره) حكم میكرد شما را مجبور به قبول مینمودم) اما معظم له چند روز مهلت خواستند و پس از آن در 5 جمادی الاول 1409 هـ . ق امامت نماز را قبول نموده و این كار تا آخرین جمعه ماه ذی الحجه سال 1414 هـ . ق كه مسجد خضراء بسته شد، ادامه داشت.
معظم له جهت اداء فریضه حج در سال 1384 هـ . ق و دو بار متوالی در سالهای 1405 هـ . ق و 1406 به بیت الله الحرام مشرف شده اند.
ماندن، سنگ بودن است و رفتن، رود بودن
بنگر که سنگ بودن به کجا مي رسد جز خاک شدن
و رود بودن به کجا مي رود جز دريا شدن …
﴿ قَالُوا يَا أَبَانَا اِسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ ﴾
برادران يوسف
و آن هنگام كه برادران يوسف از كرده¬ي خويش پشيمان شدند، به نزد پدر آمده، طلب بخشش كردند كه پدرجان! براي ما استغفار نما؛ ما خطا كاريم؛ اما من پدري را سراغ دارم كه پيش از خواست ما برايمان استغفار مي¬كند.
پدر جان! مي¬دانم كه چه¬قدر دلت را شكستم؛ چه¬قدر تنهايت گذاشتم؛ چه¬قدر از يادت بردم و چه بي وفا فرزندي بودم برايت. به هركسي فكر كردم جز به تو؛ به ياد هر كسي بودم جز تو و فراموش كردم كه: «اَلقَلْبُ حَرَمُ اللهِ فَلا تُسْكِنْ حَرَمَ اللهِ غَيْرَ اللهِ» : «قلب حرم خداست و نبايد كسي را جز او در آن راه داد.»
و فراموش كردم كه: ﴿ ما جَعَلَ اللهُ لِرَجُلٍ مِن قَلْبَينِ في جَوفِهِ…﴾
و شنيدم كه براي شيعيانت استغفار مي¬كردي كه خداوندا! از تقصير شيعيان ما بگذر كه آنان به اتكاء محبّت و ولايت ما گناه مي¬كنند. خدايا! اگر گناهانشان در رابطه با توست، تو از آنان چشم پوشي كن كه ما (از آن¬ها) راضي شديم … . و من باز حرمت¬ات نگاه نداشت؛ اما پدرم! تنها ياورم! تو خود خوب مي¬داني كه من جز تو كسي را ندارم؛ اگر هر خطا و اشتباهي نمايم، باز هم فرزند تو ام!
فرزندي كه به جرم و خطايش از خانه¬ بيرون كرده باشند، شب هنگام راهي جز بازگشت به منزل پدر ندارد.
من هم جز خانه¬ي تو پناهگاهي ندارم و با هر خطا و اشتباهي دوباره بايد به سوي تو بازآيم؛ اما…
خدايا! از تو مي¬خواهم كه ياري¬ام كني تا قدرش بشناسم و حرمت¬اش نگه¬دارم و با نيّتي صادقانه به سويش گام بردارم و خود را در آغوش پر مهر و پدرانه¬اش بيفكنم … آمين!
نوشته ای از خانم جوادی
مفهوم انتظار در مکتب تشیع انتظار سازنده و تعهد آور است به گونه ای که می تواند نوعی عبادت محسوب شود اینگونه انتظار مقوله اعتقادی اجتماعی دارد زیرا منتظر فردی با شناخت تکالیف فردی خود را مسئول می داند و با رسوخ این انتظار در وجود منتظر نا خود آگاه به سوی حرکت وتلاش اجتماعی پیش می رود
انسان موجودی دارای بعد مادی است که در مسیر زندگی گاهی به خاطر وابستگی به مادیات از معنویات دور می ماند منتظران واقعی با درک انتظار سازنده گاهی ترس دور شدن از مسیر انتظار را دارند بنابراین به سوی شناخت وظایف در دوران غیبت می پردازند ولی با این شناخت همچنین از میدان عمل دور هستند این به خاطر خو گرفتن به دوران غیبت است ما به تیرگی ها عادت کرده ایم لذا در پرتو انتظار ظهور از قید غفلت از حضرت رها نشدیم بنابر این باید به شناخت عمیق تر تکالیف ووظایف بپردازم ودر پرتو عمل به تکالیف به انتظار سازنده دست یابیم که این انتظار در دومرحله خودسازی و جامعه سازی می باشد .
در راستای آگاهی یافتن از وظایف در دوران غیبت با توجه به روایات وظایف منتظران به دو دسته تقسیم می شود 1-وظایف فردی وتعبدی مانند معرفت به امام(ع) ،محبت به امام(ع) و تبعیت از امام (ع)2-وظایف اجتماعی به دو دسته وظایف مردم در اجتماع مانند تکریم حضرت با دعای ندبه ،جشن ها و وظایف حکومتی مانند گسترش دادن فرهنگ مهدویت در میان مسلمین و در جهان تقسیم می کنیم و به بحث درباره آن می پردازیم و در آخر به این نتیجه دست می یابیم که اندیشه انتظار و شناخت تکالیف در مرحله اول به شکل عمل به وظایف می باشد ودر راستای عمل به وظایف به روشنی در می یابیم که هر چه اعتقاد به انتظار در درون ما بیشتر رسوخ کند تلاش وهمت ما در انتظار بیشتر می شود و این عنایتی از سوی خداوند برای کسانی که در مسیر خودسازی قرار گرفته اند در مرحله دوم با خودسازی به ساخت جامعه ای می رسیم که این جامعه زمینه سازی برای ظهور را فراهم می کند.
چکیده ای از مقاله خانم رئیسی
افسوس که همه برای براورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران میروند و نمیدانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فرج او دعا کنند!
*********
مهم تر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی ( عج )، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد.
*********
[ حضرت ] اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند؛ کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآ8وردن حاجات شخصی خود!
*********
آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولی عصر ( عج ) محزون باشد و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم؛ در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟
چقدر بگوییم که حضرت صاحب - عجّل الله تعالی فرجه الشریف - در دل هر شیعه ای یک مسجد دارد؟ آیت الله بهجت
*********
آیت الله کشمیری: خیلی ها می گویند چرا عصر جمعه غمگین است؟چون روز جمعه روز امام زمان ( عج ) است و آن حضرت اعمال شیعیان را می نگرد، محزون میشود. او مصدر است پس مشتقات او هم به حزن او محزون می شوند.
*********
آیت الله کشمیری: هر روز یک ساعت با حضرت [ولی عصر] خلوت کنید و به حضرت متوجه باشید. زیارت آل یاسین بخوانید. « یا صاحبَ الزّمان أغِثني یا صاحبَ الزّمان أدرِکني » و « المُستَعانُ بک یابن الحسن » را زیاد بگویید تا خود به خود رفاقت حاصل شود.
*********
روایت دارد که در آخرالزمان، همه هلاک میشوند به جز کسی که برای فرج دعا میکند. گویا همین دعا برای فرج، یک امیدواری است و یک ارتباط روحی با صاحب دعاست. همین مرتبه ای از فرج است.
*********
گویا علت عقب ماندگی ما، ترک مستحبات است! علمای سابق بدان ملتزم بودند؛ از قبیل زیارات و دعا و تلاوت قرآن و یا نماز اول وقت و ترک مکروهات؛ مانند خواب بین الطلوعین.
*********
« هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست! » تا ما، ناجور نشویم؛آنچه از بالا بر سر ما نازل میشود، ناجور نمیشود! بلکه کاری می کنیم که باران رحمت، بر ما نقمت و عذاب می شود!
*********
خداوند، نوازل و بلاها را بدون حکمت و بدون ملاک و مصلحت نمی فرستد؛ بلکه برای دعا و تضرع ما می فرستد. بنابراین، برای رفع آنها دعا لازم و تضرع به درگاهش مطلوب است.
فضیلت تسبیحات حضرت زهرا (س)
به سند معتبر از امام صادق(ع) منقول است که: “چون آدمی درجای خواب خود می خوابد،فرشته بزرگواری وشیطان متمردی به سوی اومی آیند.پس فرشته به او می گوید:روزخودرابه خیر،وشب را با خیرافتتاح کن وشیطان می گوید: روز خود را با گناه ختم کن و شب را با گناه افتتاح کن. اگر اطاعت فرشته کرد و تسبیح حضرت زهرا (س) را در وقت خواب خواند، فرشته آن شیطان را می راند و از او دور میکند و او را تا هنگام بیداری محافظت می کند. پس باز شیطان می آید و او را امر به گناه می کند و ملک او را به خیر امر می کند. اگر از فرشته اطاعت کرد و تسبیح حضرت زهرا (س) را گفت؛ آن فرشته، شیطان را از او دور می کند و حق تعالی عبادت تمام آن شب را در نامه عملش می نویسد.
*********
در دعاهایمان هرچه را که برای ما نافع نیست، خدا می گوید: باشد برای فردا و هرچه را که نافع است؛ بلافاصله می دهد. خدا زینت و زیور دنیا را برای مومنین خیلی دوست ندارد، ولی آخرت را زود به آنها میدهد. کسی که آخرت را دارد؛ چه سیر باشد و چه گرسنه، بهره دنیا را هم می برد. خدا هرچه را خیر محض است، عطا می کند. هروقت غنا برای مومن نافقع باشد، غنا می دهدوهروقت فقربرای اوخیرباشد،
فقرمی دهد.لذاکسانی که به این حقیقت پی برده اند،هرچه او می کند،هیچ نمی گویند.ان شاءالله ماهم هروقت خداکم وزیادکرد،باخدا،دعوا نکنیم. حاج اسماعیل دولابی
*********
خدا،ما راازدعاهایی که برای ماضرردارد،غافل میکند.درنتیجه؛چند بارکه خواستیم وعملی نشد،اصل خواسته رافراموش می کنیم. حاج اسماعیل دولابی
*********
وقتی حاجاتت را به تاخیر می اندازد، دارد چیزی بزرگتر به تومی دهد، منتها تو حواست به خواسته خودت است. تو نان می خواستی، او جان میداد. تو هم می گفتی جان را می خواهم چه کار؟ من نان می خواهم.
حاج اسماعیل دولابی
دائم قرآن بخوانید
قرآن مثل کتاب معمولی نیست که آدم یکبار بخواند؛ خیلی خوب خواندیم و یاد گرفتیم، بعد ببندیم و بگذاریم سر جایش؛ نه، این مثل آب آشامیدنی است، حیات بخش است. همیشه مورد نیاز است. تاثیر آن تدریجی است، در طول زمان است، نهایت ندارد، هدایت او آخر ندارد، هرچه شما از قرآن فرا بگیرید؛ باز یک باب دیگری هست که گشوده بشود، گره دیگری هست که باز بشود، مجهول دیگری هست که معلوم بشود؛ قرآن اینجوری است. لذا باید دائم قرآن را خواند. خوب، این وسیله اش همین است که با قرآن مانوس بشویم، جوان های ما با صداهای خوب، با لحن های خوب، قرآن را بخوانند و جهات گوناگون را در آن رعایت بکنند، همین طور که عرض کردیم، خشوع را هم جزء مجموعه ها و عناصر سازنده یک تلاوت خوب قرار دهند.