حدیث امروز
امام صادق(علیه السلام):دوستان انسان سه دسته اند:
اول:کسی که مانند غذاست،که همیشه به اومحتاجیم پس اودوستی خردمند است.
دوم:درواقع بیماری و درد است،واو دوست احمق است.
سوم:که در واقع دارو است،پس او دوست اندیشمند است.
امام صادق(علیه السلام):دوستان انسان سه دسته اند:
اول:کسی که مانند غذاست،که همیشه به اومحتاجیم پس اودوستی خردمند است.
دوم:درواقع بیماری و درد است،واو دوست احمق است.
سوم:که در واقع دارو است،پس او دوست اندیشمند است.
تهیه کننده : محمود کریمی
منبع : راسخون
شاید عده ای شیطان پرستی را آئینی مدرن و نهایتا مربوط به قرن ۱۶ - ۱۵ میلادی بدانند اما واقعیت چیز دیگریست. شاید بتوان تاریخچه شیطان پرستی را به قرون اولیه پیدایش آدمی نسبت داد. البته شواهد به دست آمده این حرف را تصدیق میکند که شیطان پرستی در نواحی امریکای لاتین، امریکای جنوبی و افریقای مرکزی به قرن ها قبل از میلاد مسیح برمیگردد و قبایلی که آثاری از آنها باقی مانده است این احادیث را تصدیق میکنند. در اکتشافات به دست آمده در امریکای جنوبی یکی از قبایل این قاره که اعتقاد بسیاری به خوب و بد داشتند شیطان را پرستش میکردند و حتی قربانی هایی را از انسان به شیطان هدیه میکردند که مکانهای انجام مراسم قربانی هنوز وجود دارد و اجساد مومیایی به دست آمده و نوع کشته شدن ها نشانگر قربانی شدن این انسانها (که در آنها بیشتر زنان به چشم میخورند) است. در افریقای مرکزی و در دشتها و کویرهای سوزان این قاره نیز در قبایلی که معروفترین آن قبیله “اوکاچا” میباشد، شیطان به عنوان قدرت مطلق زمین و آسمان و پدید آورنده آن و خدای خشم و نفرت پرستش میشد و حتی قربانی هایی نیز در مواقع خاص به آن اهداء میشد. ذکر این نکته ضروری است که زمان قربانی کردن انسانها در برابر شیطان لحظه های خاصی بوده است.
تاریخچه شیطان پرستی به سالهای بسیار دور بر میگردد که بعدها این آئین و سنت به صورتهای دیگر نمود پیدا کرد که چیزهایی از گذشته چه با تحریف و چه بدون تحریف دست به دست در حال عبور همراه با زمان است. البته شیطان پرستی در زمان پیدایش زبان و خط و زمان مادها، سومریان، بابلیان و … نیز ادامه داشت تا در قرون ۱۴ -۱۵ میلادی شیطان پرستی نوین به وجود آمد.
شیطان پرستی قدیمی
شیطان پرستی قدیمی شیطان پرستی ای است که به قرون وسطا برمیگردد،؛ با اینکه همانطور که در تاریخچه شیطان پرستی ذکر گردید شیطان پرستی به قبل از میلاد مسیح برمیگردد اما اصولا شیطان پرستی قدیمی را مربوط به قرون وسطا میدانند. موضوعی که امروزه درباره شیطان پرستی قدیمی وجود دارد و در برخی کتابها دیده میشود به این مطلب برمیگردد که اصولا شیطان را کلیسا به وجود آورد تا تمام بدیها و پلیدیها را به آن نسبت دهد تا به نوعی هم خدمتی به بشریت کرده باشد و گناهان را از خود دور کند و جادوگران را نیز که در قرون وسطا از قدرت زیادی برخوردار بودند با عنوان جادوگران سیاه به عنوان پیروان شیطان معرفی کند تا هم گناهان را دفع کند و هم قدرت جادوگران را کم کند. البته این یک نظریه ای است که آنچنان که باید و شاید نمیتواند قدرت داشته باشد و انسان را حداقل از لحاظ فکری ارضا کند. زیرا قبل از مسیحیت و در زمانهای حضرت ابراهیم و حضرت موسی و حتی بسیار قبل از آنها شیطان پرستی وجود داشته و چیزی به عنوان شیطان مسلما وجود دارد زیرا اگر وجود نداشت هیچگاه آدم و حوا به زمین سقوط نمیکردند! پس نظریه فوق را میتوان نظریه ای مغرضانه نسبت به مسیحیت و کلیسا خواند.
شیطان پرستی قدیمی از لحاظ معنی و از لحاظ اعمال انجام شده مسلما با شیطان پرستی کنونی بسیار تفاوت دارد. شاید بتوان گفت چیزی که به عنوان شیطان پرستی امروزه در جوامع گوناگون قرار دارد شیطان پرستی قدیمی یا قرون وسطایی است که این شیطان پرستی به طور کلی محکوم شده است و شیطان پرستی جدید با آن به مبارزه برخواسته است اما خوب هنوز عده زیادی آن را قبول دارند و به آن احترام میگذارند و قوانین آن را اجرا میکنند. شیطان پرستی قدیمی استفاده از کمک شیطان در کارهای زیان آور و کمک به برخی پادشاهان در جنگها بوده است و حتی همسر پادشاه فرانسه در قرن ۱۳ میلادی برای نجات شوهر خود از مرگ مراسم شیطان پرستی قرون وسطایی را انجام داد. شیطان پرستی قدیمی اعتقاد دارد که شیطان وجود دارد و قدرت او عظیم ترین قدرت بر روی جهان است.
اصل شهوترانی و ارضای جنسی اصل لاینفک این مراسم است. شیطان پرستی قدیمی مخالف با مسیحیت و کلیسا است و دقیقا در مراسم خود اعمال ضد مسیحیت را انجام میدهد. آنها به مسیحیت و کلیسا اعتقادی ندارند و آنها را عامل بدبختی مردم میدانند. آنها میگویند مسیح پیامبری بود که باید زمین را آباد میکرد و مردم را به راه راست میبرد اما تنها کاری که انجیل انجام داده دروغگویی و رواج بدی در جامعه است ! آنها قربانی انسان را امری ضروری برای آرامش و احترام به شیطان میدانند و در این میان دختر بچه ها بهترین قربانی برای شیطان هستند. ریختن خون در این مراسم نشانه تقدس این مراسم است ( همانند نوشیدن شراب در عشای ربانی مسیحیت که به عنوان نشانه تقدس و خون مسیح است ! ) . انجام اعمال شهوترانی در این مراسم اعمالی است که باید حتما بدان پرداخته شود چون در شیطان پرستی قدیمی ارضای حس جنسی یکی از مهمترین عوامل است و البته با توجه به اینکه شیطان پرستان قدیمی بدترین اعمال را برای مبارزه با خدا، مسیح و شیطان انجام میدادند لذا امور جنسی نیز به بدترین و فجیع ترین نوع خود انجام میگرفت. آنها به جهنم اعتقادی نداشتند و میگفتند جهنم همین دنیایی است که در آن زندگی میکنیم لذا بدترین گناهان را در مراسم خود انجام میدادند. شیطان پرستان قدیمی شیطان را موجودی با هویت خارجی میدانند.
شیطان پرستی جدید
شیطان پرستی جدید در انگلستان به وجود آمد و البته زیاد نیز تعجب برانگیز نیست زیرا انگلیس یکی از کشورهایی است که جادوگرانی بسیاری را داشته است و البته وجود اهالی باستانی آسیای میانی و خاورمیانه و همچنین اهالی یونان باستان در انگلیس ثابت شده است زیرا از اکتشافات به دست آمده در برخی محل های برگزاری مراسم شیطان پرستی و جادوگری در انگلیس نظیر محل استون هنج آثاری از تمدن ایران و یونان پیدا شده است و همچنین در کتب شیطان پرستی و جادوگری کلمات عبری، یونانی و فارسی ( البته هیچکدام نه به صورت کنونی ) وجود دارد. شیطان پرستی جدید بر خلاف شیطان پرستی قدیمی اعتقادی به وجود شیطان خارجی ندارد بلکه شیطان پرستی جدید شیطان را در طبیعت و در وجود هر انسانی میداند و این باطن هر کسی است که شیطان در آن وجود دارد و مراسم شیطان پرستی جدید مراسمی است برای دعوت از شیطان باطنی و حس اهریمنی درونی است که با اعمال جنسی آرام و ارضا میشود. آنها جسم پرست هستند و اعتقاد دارند هر آنچه که وجود دارد مدیون آلت تناسلی آدمیست و دیگر اینکه انسان باید کاملترین لذت جسمانی و جنسی را در این دنیا ببرد. آنها معتقدند به زندگی پس از مرگ و آن اینکه بعد از مرگ روح کسانی که در دنیا لذت جسمانی لازم را نبرده اند به این دنیا برمیگردد و لذت جنسی خود را کامل میکند. در مراسم شیطان پرستی جدید مخلوطی از اسپرم به همراه ادرار به عنوان آب مقدس بر روی حاضرین پاشیده میشود ( همانند آب مقدس در مراسم عشای ربانی مسیحیت ) و البته در شیطان پرستی جدید اعتقادی به قربانی کردن انسان و حتی حیوان وجود ندارد.
آنتوان لاوِي هرگز انتظار بنيان گذاري آئين جديدي را نداشت.
بلانچ بورتون کاهنه کلیسای شیطان و معشوقه آنتوان اس زاندر لاوِي (بنیانگذار شیطان پرستی نوین) در کتاب The church of Satan (کليساي شيطان) با اشاره به موضوعات مختلف، شيطان پرستي را از زواياي متعدد بررسي کرده و براي آن آينده نگري خاصي را ترسيم مي کند. در بخشي از اين کتاب با عنوان اصلي کتاب يعني The church of Satan (کليساي شيطان)، مي نويسد:
«آنتوان اس زاندر لاوِي در شب 30 آپريل و روز يکم ماه مي، در سال 1966.م و در فصل بهار، کليساي شيطان را در حالي که جادوگران شيطاني در زمين پرسه مي زدند، بنيان نهاد.
لاوِي در حالي که سر خود را تراشيده بود، (مانند مراسمات قرون وسطايي) تشريفات را آغاز کرده و عده اي از جادوگران نيز براي منافع شخصي خود، دور او را گرفتند. تا بتوانند نيروي شيطان را دريافت کنند.
در جادوي تثليث، توجه معنوي به روح و فداکاري براي جهنم، پيگيري مي گردد. تراشيدن سر در مراسم شيطان، از فرامين اساسي است که بايد انجام گيرد. همانند تراشيدن سر با تيغ و شستشو با آب زمزم در اسلام، که نخستين جريان برج هفتم شيطان است.
سال 1966.م اولين سال سلطنت شيطان بر فرزندان آدم بود. اين مکتب بزرگترين انقلاب از نوع خود، در سرتاسر جهان تا به امروز است، که مخلوطي از جادو- منطق و دين مبتني بر شهوات است.
حالا اينجا (آمريکا) بعد جاهاي ديگر. شهوت در عوض انکار. سپس خودپسندي در حکم دوست داشتن. اين در زماني است که زمين گسسته شود و همه به شيطان گرويده شوند.»
مي بينيد که او در کتاب خود، حتي به آئين اسلام نيز اشاره کرده و سعي مي کند اعمال شيطان پرستي را در مقايسه با اديان الهي به نوعي توجيه کند. آنگاه به فراگير بودن مکتب شيطان پرستي مي پردازد.
لذا هيچ عجيب نيست که در کنار اعمال و مناسک شيطان پرستي، (در سايتهاي مربوط به اين فرقه) عکسها و گوشه هايي از مراسم قمه زني که به مناسبت عزاداري امام حسين (ع) انجام مي پذيرد هم قرار گرفته و آن را به نوعي به شيطان پرستي ملحق کرده و با اين ترفند اعمال وحشيانه خود را توجيه مي کنند.( البته همه خوب می دانیم که قمه زنی یک بدعت است که در اسلام وارد شده و ایرادات واضح و آشکاری به آن وارد است.)
در ادامه باب ديگـري گشوده شده و دلايـل ايجـاد مکتب شيطان پرستي از نگاه لاوِي را مطـرح مي سازد. بورتون از اين باب با عنوان «Modern Prometheus» (پرومتئوس جديد) ياد مي کند و مي افزايد:
«آنتوان لاوِي هرگز انتظار بنيان گذاري آئين جديدي را نداشت. اما او براي مردم احساس نياز کرد که چيزي براي مقابله با رکود مسيحيت ايجاد کند. و فهميد که اگر او نتواند آن را انجام دهد، هرگز کسي نخواهد توانست. يا شايد کمتر کسي شايستگي آن را داشته باشد.( در اینجا شخصا از ایشان به خاطر دلسوزی برای مردم سرگردان زمین که هیچ دین کاملی در اختیار نداشتند، تشکر می کنم.)
لاوِي بايد نشان مي داد که عدالت، برگرفته از رنج و عذاب براي انسانهاست. و کسي بايد با نيرو در مقابل آن بايستد. او شروع کرد به تحقق بخشيدن آن. او از ما براي پيشرفت علم و فلسفه استفاده کرد و به آن نيز دست يافت. و آن فلسفه ايستادن در برابر خدا و کليسا بود. و همچنين يک قرارداد جديد اجتماعي به وجود آورد.
ما بايد نشان دهيم براي آن انقلاب بزرگ آفريده شده ايم. و نبايد از ورود آن به روح خود جلوگيري کنيم .
شيطان با يک نام يا نامهاي ديگر شبيه انسان است، که انسان را با چشاندن لذات شيرين وسوسه مي کند.
شيطان، با پنهان کاري بيان مي کند که او تنها نامزد خداوندي است. او کسي بود که توانست براي پاداش، درخواست قدرت کند و چه کسي سزاوار پاداش است. (اشاره به رانده شدن شيطان از درگاه خداوند. و اينکه به خداوند عرض کرد که خدايا در عوض عبادتهاي چند هزار ساله قدرتهايي را به من عطا کن. خداوند نيز به او قدرتهايي را بخشيد.)
شيطان در عوض خلقت معاصي و گناهان، ضمانت گناهکاران را قبول کرد و تشويق کرد زياده روي و افراط را. و او همان کسي بود که خدا مي توانست ما را به سمت او هدايت کند.»
توجه داشته باشيـد که بورتون چگونه به دفاع از لاوِي پـرداخته و او را توجيـه و تقديس مي کنـد. و شيطـان پرستي را مـوهبتي الهـي مي شمارد.
در بخش ديگر کتاب با اشاره به بازي لاوِي در فيلم بچه رزماري، فيلم را به عنوان سرباز کليساي شيطان معرفي مي کند. به اين بخش توجه فرماييد
امام علی(علیه السلام):آگاه باشید!علمی که درآن فهم نباشدفایده ای ندارد.بدانید!قرائت قرآن اگرهمراه باتدبّر واندیشه(درمعانی آن)نباشدبی فایده است.آگاه باشید!عبادتی که درآن فهم وانیشه نباشدخیری ندارد
هیچ باغبانی راسرزنش نمی کنند که چرا دورباغ خودحصاروپرچین کشیده است،چون باغ بی دیوار از آسیب مصون نیست ومیوه ومحصولی برای باغبان نمی ماند.هیچ کس هم بانام(آزادی)دیوارخانه خود رابرنمی دارد وشبها درحیاطش را بازنمی گذارد،چون خطررخنهء دزد،جدی است.
هیچ صاحب گنج وگوهری هم جواهرات خود رابدون حفاظ،درمعرض دید رهگذران نمی گذارد تا بدرخشد، جلوه کندوچشم ودل برباید،چون خودجواهر،ربوده می شود.
هرچه که قیمتی ترباشد،درصدمراقبت ازآن بالاترمی رود،هرچه که نفیس ترباشد،بیم ربودن و غارت بیشتراست ومواظب لازم تر.اگر درشیشه عطر راباز بگذاری،عطرش می پرد.ار رشته مرواریدت را درکمد وصندوق نگذاری و در آن را نبندی گم می شود. گوهر عفاف را به بهانه چند نامه ونگاه ولبخند نفروشند.
زن بخاطر لطافتی که دارد،نباید در دستان خشن کامجویان دیوسیرت که نقاب مهربانی وعشق به چهره دارند،پژمرده می شود وپس از آنکه گل عصمتش راچیدند او را دور اندازند،یا زیر پایشان له کنند.زن بخاطرعصمتی که داردو میراث دار پاکی مریم است،نبایدبازیچه حوس وآلوده ویروس گناه گردد.
گوخرعفاف وپاکی،کم ارزش تر از طلا وپول ومحصول باغ و وسایل خانه نیست.دزدان ایمان وغارت گران شرف نیز فراوانند.اگر درمقابل پنجره خانه ات،توری نزنی،ازنیش پشه ها ومزاحمت مگس ها در امانم نخواهی بود.وقتی راه پشه ها را می بندی،خود را(مصون)ساخته ای نه(محدود)وزندانی.
وقتی درخانه رامی بندی،یاپشت پنجره اتاقت پرده می آویزی،خانه خود را ازورود بی گانه ونگاه های مزاحم درپناه قرار داده ای،نه که خود را درقید وبند وحصار افمنده باشی.اگر برای ایمنی از خطرهاوآسودگی ازمزاحمان،خود رابپوشانی،نه اگر کسی ایراد میگیرد،ونه اگر هم ایرادبگیرد،اعتنا می کنی،چرا که سخنش را بی منطقی وناآگاهانه می دانی و می بینی.اینکه دل بایدپاک باشد) بهانه ای برای گریز جاهلان از همین مصونیت است و آویختن به شاخه(لاقید)، وگرنه از دل پاک هم نباید جز نگاه و رفتار پاک برخیزد.ظاهر،آینه باطن است و…(از کوزه همان برون تراود که در اوست).
زن،بخاطر ارزش وکرامتی که دارد باید محفوظ بماند وخود را حراج نکند.در بازار سوداگران شهوت سادگی وخامی است که کسی خود را درمعرض دید وتماشای نگاهای مسموم وچشم های ناپاک قرار دهد وبه دلبری وجلوه گری بپردازد وخیال کند بیمار دلان ورهزنان عفاف را وسوسه نمی اندازد و از زهر گناها ونیش پشه های شهوت درامان می ماند!
بعضی از(نگاه)ها،ویروس(گناه)منتشر می کند،وبعضی ازچهره ها حشره مزاحمت جمع می کند.خراب کردن همه دیوارها وبرداشتن همه پرده ها وباز گذاشتن همه پنجره ها،نشانه تیره اندیشی است،نه روشنفکری! علامت جاهلیت است نه تمدن! می گویی نه؟به طومار کسانی نگاه کن که پس از رسوایی وبی آبرویی،بادو دست پشیمانی برسرغفلت خویش می زنند وبرجهالت خود لعنت می فرستند.
کسی که از(جهالت رسوا)نگریزد(رسوای جماعت)می شود!آنکه ایمان را به لقمه ای نان می فروشد.آن که یوسف زیبایی را باچندسکه قلب عوض می کند،آن که(کودک عفاف)راجلوی صدها گرگ گرسنه می برد وبه تماشامی گذارد،روزی هم(پشت دیوار ندامت)اشک حسرت بردامن پشیمانی خواهد ریخت،درآخرت هم به آتش بی پروایی خود خواهند سوخت.
از اول که جامعه عفاف،سفید وشفاف است،نباید گذاشت چرکابه گناه برآن بپاشد.از اول باید مواظب بود این کاسه چینی نشکند واین جام بلورین ترک برندارد.از اول نباید به پای بیگانه،اجازه ورود به مزرعه نجابت دادکه بوته های نورس عصمت را لگدمال می کند.ولی…گریه بی حاصل است وبی ثمر،وقتیکه شاخه شکست وگل چیده شد!!
معرفی کتاب:کشف الغمه فی معرفه الائمه(علی بن عیسی اربل)متوفای693هجری قمری
در روايات صحيحه آمده ، كه حضرت رسول (ص ) با امام حسن مجتبى عليه السلام در وقتيكه كودك بود شوخى و بازى مى نمود و آن حضرت زبان خود را از دهان بيرون مى آورد و به امام حسن نشان مى داد و آن حضرت چون سرخى زبان پيامبر صلى الله عليه و آله را مى ديد خندان و شاد مى شد.
و از ابن عباس نقل شده ، كه روزى حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله امام حسن (ع ) را بر دوش مبارك خود سوار فرموده و راه مى رفت ، مردى امام حسن را در اين حال ديده گفت : (( ركبت نعم المركوب ، )) چه مركب خوبى را سوار شده اى ، حضرت رسول (ص ) فرمود: (( نعم الراكب هو،)) او نيز خوب سوارى است .
و در اخبار آمده كه روزى امام حسن عليه السلام در حالى كه كودك بود به حضرت رسول صلى الله عليه و آله گفت : اى جد بزرگوار مى خواهم كه بر شترى سوار شوم و هر طرف كه مى خواهم برانم ، حضرت رسول (ص ) فرمود: چه اشكالى دارد كه من شتر تو شوم ؟ امام حسن (ع ) فرمود: بسيار عالى است ، پس حضرت او را بر دوش مبارك خود سوار نموده ، و از اين گوشه حجره به آن گوشه حجره مى رفت ، و بدين سبب آن حضرت مسرور و خندان و شاد بود، در آن حال حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام گفت : اى جد بزرگوار، شتران مهار دارند و شتر من مهار ندارد، حضرت رسول (ص ) دو گيسوى مشكبار خود را به دست وى داد و فرمود: كه اين مويها مهار تو باشد، پس امام حسن هر دو گيسوى آن حضرت رسول حالت خوشى بيش ار پيش پيدا نمود باز امام حسن گفت : اى جد بزرگوار شتران آواز و صدا برآرند و شتر من صدائى ندارد حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم شادان و خندان مانند شتران بنا كرد صدا كردن ، اين بود، مقدار اندكى از شوخيهاى آن حضرت ، و مولانا جلاالدين رومى در اين معنى گفته است :
باز نگار مى كشد چون شتران مهار من
يار كشى است كار او بار كشى است كار من
اشتر مست او منم خار پرست او منم
گاه كشد مهار من گاه شود سوار من
اشتر من چو عف كند وز سر ذوق كف كند
هر دو جهان تلف كند در كف شهسوار من (265)