مسله بزرگتربودن دختر از پسر در ازدواج
1-چون مسئوليت خانواده بر عهده مرد مي باشد، اگر سن مرد بيشتر از زن باشد، بهتر مي تواند از عهده مسئوليت زندگي برآيد و گرنه جايگاه زن و مرد در خانه عوض مي شود . در دراز مدت مشکلاتي را به دنبال خواهد داشت.البته ممکن است که موارد استثنايي هم پيدا شود ولي نبايد استثنائات را ملاک قرار داد.
2- بعد از عمل زايمان ،قيافه زن از حالت اولي تغيير پيدا مي کند . ممکن است بعد از عمل قيافه زن براي مرد خوشايند نباشد. ممکن است اين مشکل منشأ برخي از مشکلات شود .
3- اگر زن و مرد هم سن باشند، موجب بروز اختلاف در زمينه هاي مختلف مي شود.اگر مرد کمي بزرگتر از زن باشد، همواره نسبت به همديگر جذابيت خواهند داشت و از بروز اختلافات جلوگيري مي کند.
جملات قشنگ و به یاد ماندنی(بخون...فكر كن...اراده كن...عمل كن)
بهشت و جهنم همینجاست
کافیست نگاه کنیم زندگی را برای چه کسانی بهشت میسازیم و برای چه کسانی جهنم
خدایا
مارو ببخش که در کار خیر
یا “جار” زدیم
یا “جا” زدیم
یادمان باشد :
جواب کینه را، با کمتر از مهر؛
و جواب دورنگی را با کمتر از صداقت ندهیم …
عشق آسمانی
نکند مجبور شود از حرفش بر گردد! نکند تا پس فردا پدرش پشیمان شود! مصطفی کجاست؟ این طرف و آن طرف، شهر و دهات را گشت تا بالاخره مصطفی را پیدا کرد.
گفت: «فردا عقد است، پدرم کوتاه آمد.» مصطفی باورش نمی شد، و مگر خودش باورش می شد؟ الان که به آن روزها فکر می کند می بیند آدمی که آن کارها را کرد او نبود، اصلا کار کار آدم و آدم ها نبود، کار خدا بود، دست خدا بود، جذبه ای بود که از مصطفی بر او می تابید بی شناخت، شناخت بعد آمد…
ادامه در این لینک
بوی سیب و حرم حبیب و رو شنیدین؟
اش رو بخونید:
روزی امام حسن و امام حسین علیهماالسلام به حضور پیامبر رسیدند،در حالی که
جبرئیل همنزد رسول خدا بود.این دو عزیز،جبرئیل را به«دحیه کلبی»تشبیه کرده و
دور او میچرخیدند. جبرئیل هم چیزی در دست داشت و اشاره میکرد. دیدند که در
دست جبرئیل یک سیب،یک گلابی و یک انار است.آنها را به«حسنین»داد. آن دو
خوشحال شدند و با شتاب نزد پیامبر دویدند.پیامبر آنها را گرفت و بویید و فرمود:ببرید
نزد پدر ومادرتان. آن دو نیز چنان کردند. میوهها را نخوردند تا آنکه پیامبر صلی الله
علیه و آله هم نزد آنان رفت وهمگی از آنها خوردند،ولی هر چه میخوردند،میوهها باز
باقی بود.تا آنکه پیامبر از دنیارفت. امام حسین علیه السلام نقل میکند که در ایام حیات
مادرمان فاطمه سلام الله علیها تغییری در میوه هاپیش نیامد،تا آنکه فاطمه از دنیا
رفت،انار ناپدید شد و سیب و گلابی مانده بود.با شهادت علی علیه السلام گلابی هم
ناپدید شد و سیب به همان حالت باقی ماند. امام حسن علیه السلام مسموم وشهید شد و
سیب همچنان باقی بود تا روزی که(در کربلا)آب را به روی ما بستند.منهر گاه تشنه
میشدم آن را میبوییدم،سوز عطش من تسکین مییافت.چون تشنگیامشدت یافت،بر آن دندان
زدم و دیگر یقین به مرگ پیدا کرده بودم.
امام سجاد علیه السلام میفرماید:این سخن را پدرم یک ساعت قبل از شهادتش
فرمود.چونشهید شد، بوی سیب در قتلگاه به مشام میرسید.دنبال آن گشتیم و اثری از
سیب نبود،ولی بوی آن پس از حسین علیه السلام باقی بود.قبر حسین را زیارت کردم و
دیدم بوی آن سیب از قبر او به مشام میرسد.پس هر یک از شیعیان ما که زیارت می
کنند،اگر بخواهند آن را بشنوند،هنگام سحر در پی زیارت بروند،که اگر مخلص
باشند،بوی آن سیب را استشمام میکنند.
منابع:
بحار الانوار-شبکه جهانی امام حسین(ع)
انسان کامل در آموزه های تربیتی مهدوی
این سو و آن سوی جهان را که بنگری و گذشته را از نظر بگذرانی به آسانی شور و شوق آتشین بشر را به تعلیم و تربیت درخواهی یافت. تمامی جامعه های بشری برای تربیت نسل های آینده خود می کوشند؛ چراکه نیاز آدمی به تربیت بر کسی پوشیده نیست. آن را که این سخن را نمی پذیرد بگو تا انسان ها را بگوید تا به کره ای دیگر سفر کنند و فرزندان خود را در زمین بر جای بگذارند و پس از سی سال و اندی بازگردند تا ببینند که آنچه می یابند چیزی نخواهد بود جز گله ای از چهارپایان دو پا. پدرانمان که قرآن مجید را به ما می آموختند، می خواندیم که «والله أخرجكم من بطون أمهاتكم لا تعلمون شيئا وجعل لكم السمع والأبصار والأفئدة لعلّكم تشكرون»(1). این آیه آشکارا می نماید که آنچه بشر می آموزد و دانشی که فرامی گیرد، پس از زاده شدن است و از راه چشم و گوش و عقل. بی چشم و گوش و عقل من بی تربیتم.
************************************************** **
در راه پیشرفت و ترقی، انسان از تربیت، گریز و گزیری نیست و تربیت امری است اکتسابی. با تربیت است که می توان به اوج شکوفایی شخصیتی رسید و هر چه نیکی است در خود پرورد. با تربیت است که مهارت های بایسته و شناخت های شایسته برای گزینش و رسیدن به اهداف دست یافت. زیستن با تمام توان و در بیشترین حد ممکن با تربیت ممکن می گردد. آموخته ها پشت به پشت از پدران به پسران رسیده و میراث تمدن در دامن ما قرار گرفته نه در دامان کوه ها. شدنی شدن این امر تنها به برکت تربیت بوده است. گوهرهای اندیشه، اندیشه های با ارزش، ارزش های انسان ساز بر دوش تربیت به ما رسیده است. انسان، انسان به دنیا نمی آید، انسان می شود.
************************************************** **
توانمندترین نظام تربیتی که بشر تاکنون به خود دیده، نظام تربیتی دینی بوده است. تاثیری که تربیت دینی بر بشر داشته است آفتابی تر از آن است که با هیچ ابری پوشیده شود. تربیت دینی به دنبال رشد روحی و شستن جان آدمی با آب زلال نیکی و زدودن بدی هاست یکسره و نشاندن عادت های خوب و خوی و خلق های نیک و ارزش های والای انسانی و الاهی بر جای آنها. دین نیکی را در دل آدمی چنان می نگارد که هرگز زدودنی نباشد و روح انسان را چنان پر و بال می دهد که جز اوج، خود را در جای دیگری نپسندد. قدرت نظام دینی برآمده از تفکر استوار دینی است که پایه های مستحکم نظامی اخلاقی دینی را تشکیل می دهد و تنها با تفکری چنین منسجم و یکپارچه می توان به نظامی چنان سازمان یافته و انسان ساز دست یافت.
************************************************** **
تربیت به معنای عام آن، در برگیرنده تمامی تلاش های فردی و جمعی برای پرورش ابعاد مختلف شخصیت فرد و جنبه های جسمانی، اخلاقی و عقلانی اوست (2). آنچه شایان توجه است وجود عوامل بسیاری است که تاثیر فراوانی در تربیت دارند. این عوامل را می توان به دو دسته عوامل درونی مانند وراثت و بیرونی مانند خانه و خانواده، جامعه و محیط تقسیم کرد. تاثیر هر یک از این عوامل در تربیت را نمی توان نادیده گرفت. محیط اما در این میان دارای تاثیری گسترده است و نرم و آرام، فرد را به رنگ و بوی خود در می آورد، خواه به نیکی یا پلشتی. محیط اجتماعی، بنابر دیدگاه صاحب نظران مباحث تربیتی، نقشی اساسی در شکل گیری شخصیت انسان دارد(3). ناگفته پیداست که این تاثیر گرچه بسیار پررنگ است، مخالفتی با اراده آزاد فرد در انتخاب مسیر خود ندارد و تنها به این معناست که تاثیر محیط اجتماعی بر فرد امری انکارناپذیر است.
************************************************** **
شرایط محیطی برای تربیت انسان ها، در اوج تاریخ یعنی پس از ظهور آخرین پیشوای شیعیان، حضرت حجت بن الحسن (عج) به اوج کمال خود خواهد رسید و شرایط نامناسب تربیتی به طور کامل از میان خواهد رفت. پیامبر اکرم (ص) در روایتی فرموده است: «…يملأ الأرض قسطا وعدلا كما ملئت جورا وظلما… (او زمین را پر از داد و عدل مى کند، همان گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد…)(2). بدین سان هنگامی که امام منتظران بیاید، عدل و داد را در زمین خواهد گسترانید و زمانه را برای پرورش بهترین مردانی که بر زمین گام نهادند آماده خواهد ساخت. امام صادق (ع) خطاب به ابا بصیر می فرمایند: «يا أبا بصير! طوبى لشيعة قائمنا المنتظرين لظهوره في غيبته والمطيعين له في ظهوره ، أولئك أولياء الله الذين لا خوف عليهم ولا هم يحزنون»؛ ای ابا بصیر! خوشا به حال شیعیان قائم ما، منتظران ظهورش در غیبش و گوش به فرمانان او در حضورش؛ آنان اولیاء خداوندند که نه ترسی بر آنهاست و نه غم و اندوهی (5).
************************************************** **
از سوی دیگر، خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «ولقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر أن الأرض يرثها عبادي الصالحون»؛ و هر آينه به تحقيق نوشتيم در زبور بعد از ذكر كه وارث زمين مى شوند بندگان صالح من (6). بنابر این آیه شریفه و روایات یاد شده که تنها نمونه ای است از احادیث فراوانی که در این باب از جانب پیامبر گرامی اسلام(ص) و ائمه اطهار (ع) به ما رسیده است، دوران ظهور دوران اولیای خداوند، بندگان صالح پروردگار و نیکمردان تمام روزگار است. جامعه ای که به دست توانمند ایشان برپا خواهد شد، جامعه ای دور از پلیدی و ددمنشی و خالی از هرگونه ظلم و جور خواهد بود و سراسر عدل و داد. در دوران ظهور امام منتظران (عج)، جامعه در حالت آرمانی خود به سر خواهد برد و بالاترین آمادگی را برای پرورش مردان بزرگ و بندگان صالح را تحقق خواهد بخشید.
************************************************** **
در نظام تربیتی عصر ظهور ، حضرت قائم (عج) پیش از هر چیز با عوامل مخرب تربیتی و دشمنان هدایت بشری ، با نهایت جدیت و اقتدار روبرو خواهد شد و بساط منحرفان را برخواهد چید. یاران و همران شیطان و دست نشاندگان ابلیس که زمینه ساز انحراف از مسیر رسیدن به شکوفایی کامل و رسیدن به کمال انسانی هستند، قلع و قمع خواهند شد. امام کاظم (ع) درباره ریشه کن شدن سردمداران تاریکی و گمراهی در دوران نور و ظهور می فرمایند: « وهو الثاني عشر منا ، يسهل الله تعالى له كل عسر ، ويذلل له كل صعب ، ويظهر له كنوز الأرض ، ويقرب عليه كل بعيد ، ويبيد به كل جبار عنيد ، ويهلك على يده كل شيطان مريد . ذلك ابن سيدة الإماء الذي تخفى على الناس ولادته ، ولا يحل لهم تسميته حتى يظهره الله فيملا به الأرض قسطا وعدلا كما ملئت جورا وظلما»؛ خداوند متعال برای دوازدهمین ما (خاندان امامت) هر دشواری را آسان و هر مشکلی را سهل می کند؛ گنج های زمین را بر او آشکار می سازد و هر دوری را برای او نزدیک می سازد؛ هر جبار و ستمگر سرسختی را به دست او نابود می کند و هر شیطان سرکشی را هلاک می گرداند و بدین سان زمین را با او پر از عدل و داد می کند همچنان که پر از جور و ستم شده باشد». (7)
************************************************** **
بنابراین، نخستین گام زدودن سرچشمه های فساد خواهد بود و از بین بردن سردمداران گمراهان. با برداشتن موانع از سر راه کمال و سعادت انسان ها، زمینه لازم برای تربیت مهدوی مهیا می گردد. امام(عج) و یارانش به یاری خداوند وعده خداوند را تحقق می بخشند و حکمرانی جهانی حضرت آغاز می گردد و بدن سان در دوران ظهور است که نهایت انسانیت، مجال تحقق می یابد.
************************************************** **
************************************************** **
پی نوشت ها
1. سورة النحل: 78.
2. النظام التربوی فی الاسلام، باقر شریف القرشی، ص 52.
3. الاسس الاجتماعیه للتربیه، محمد بیت، ص 49.
4. کمال الدین و تمام النعمة، الشیخ الصدوق، ص 257.
5. معجم أحادیث الامام المهدی (ع)، الشیخ علی الکورانی العاملی، ج 5، ص 108.
6. سورة الأنبياء: 105.
7. جامع أحادیث الشیعة، السید البروجردی، ج 14، ص 565.
امضای عجیب که رویایی را به حقیقت پیوند داد!!!
می خواهم از یک کرامت سخن بگویم کرامتی از یک شهید
شهید بزرگوار مجتبی صالحی
شهیدی که بعد از شهادت برگه امتحانی دخترش را امضا کرد
وقتی برنامه امتحانی ثلث دوم رو دادن به بچه ها و خواستن پدرشون امضا کنه اون رو ..زهرا صالحی غم دلشو گرفت!اخه اون باباش شهید شده بود و بابایی نداشت که برگه شو امضا کنه…
وقتی ناراحت میره خونه با دل شکسته به خواب میره و پدر رو توی خواب میبینه ..بابا ازش میخواد که برگه شو بیاره تا امضا کنه و زهرا این کار رو میکنه…وقتی از خواب بیدار میشه و برگه امتحانیشو میبینه متوجه میشه که بابا واقعا …. نوشته بود: «اينجانب رضايت دارم، سيد مجتبي صالحي» و امضاء كرده بود.
علمای اون زمان از جمله آیت الله خزعلی صحت این موضوع رو تایید کردند..همچنین امضا توسط اداره آگاهی تهران بررسی شد و معلوم شد امضا خود شهید است..
نکته دیگه این که برای امضا از رنگ قرمز استفاده !رنگی که جوهرش مربوط به هیچ خودکار و خودنویسی نبود
عکس امضای شهید رو برای دوستان میذارم..